درود فراوان
وقتی آدم میاد توی پنل مدیریت وبلاگش معمولاً یا میخواد ببینه نظر چی داره یا میخواد یه چیزی بنویسه و مثل همیشه خوب نظری نبود که من بخوام تاییدش بکنم یا بهش جواب بدم و دوست دارم یکمی بنویسم
روزا دارن میزنن و من هم همونطوری که بودم دارم بدون هیچ هدفی و بدون هیچ سود درست حسابی برای خودم یا برای کس دیگهای روزهام رو شب میکنم. این دو سه روز تایم خوبی بود برای اینکه بخوام بشینم و درسهایی که عقب افتادند رو بخونم ولی خب این کار را نکردم و انگار باید از شنبه داخل دانشگاه بمونم و بشینم درسهام رو بخونم و وقتی که درسهام رو خوندم پاشم برگردم به شهر خودم.
از اینکه دارم میگم پاشم برگردم به شهر خودم خیلی تعجب نکنید. من دانشگاهم توی یک شهر دیگه که حدوداً با اتوبوس یک ساعت راه داره. از این اتوبوسهای سطح شهری هم داره یعنی نیازی نیست که برم ترمینال و هزینه زیادی بپردازم برای اینکه برسم به دانشگاهم.
بگذریم.
نمیدونم تا حالا توی پستام در مورد این موضوع صحبت کردم یا نه. من رپ میخونم و یه عالمه از موقعیتهای جدی زندگیم رو هم به خاطر همین که میخواستم برم و به رپ برسم از دست دادم.
همکاری نکردم چون فرهنگ هیپ هاپ این رو نمیپذیرفت و اگر اون همکاریها را انجام میدادم درسته که الان به نظر خیلیها آدم خوبی به نظر نمیاومدم ولی انقدر نگرانی نداشتم و دغدغم این نبود که توی آینده چی به سر من میاد.
به هر شکل من به خاطر رپ از خیلی از موقعیتها گذشتم کنکورم رو خراب کردم. همکاری با صدا و سیما رو پیگیری نکردم با اینکه یه موقعیت خیلی خوب داشتم و خلاصه کلی از کارهایی که میتونستم بکنم رو خودم انجام ندادم به
خاطر اینکه دوست داشتم توی فرهنگ رپ آدم پذیرفته شدهای باشم. با این حال حتی تونستم رپ رو هم درست و حسابی پیش ببرم و الان هم دیگه فرصتی برای اینکه بخوام توی رپ به صورت جدی و حرفهای فعالیت بکنم برای من حالا حالاها وجود نخواهد داشت.
(من فقط طرفدار اون رپرم که داخل اینستاگرام با نام هنری سرگیجه فعالیت میکنه. من اون نیستم. به خاطر اینکه طرفو خیلی صادقانه دوست دارم اسمش رو روی وبلاگم گذاشتم. وجه شباهتمون هم همین داستان رپه)
بگذریم برای اینکه بخوام به احساساتم بپردازم باید یک بک استوری خیلی طولانی رو براتون بگم که این کار رو هم انجام میدم ولی باید بهم قول بدی که کامنت میذاری
کامنتت رو ثبت کن تا من برات اون داستان جالبی که توی همین حوزه رپ برام اتفاق افتاده رو تعریف کنم
خیلی خوب بعد از دو سه روز اومدم تو ادامه این نوشته رو بنویسم موقعی که داشتم این نوشته رو مینوشتم. نوشتن رو متوقف کردم تا برم به یه کار کوچیک برسم و بعدش بیام شروع کنم به ادامه نوشتن ولی خب دو روز گذشت و الان من دوباره برگشتم تا اینجا بنویسم.
حالا که کامنت گذاشتی میخوام برات داستان اینکه چی شد که من یه فرصت خیلی طلایی برای فعالیت کردن داخل حرفه رپ و موزیک توی سبک هیپ هاپ رو به گا دادم...
از بچگی حدود ۷ سالگی من علاقمند به رپ شدم اون موقع همین برادر آرمین زارعی الان یا تو ای اف ام اون موقع آهنگ دیگه برو واسه همیشه که قیدتو زدم و دیگه خستم از خاطرات موندگارت رو داده بود بیرون و اولین آهنگ رپی که من گوش دادم توی زندگیم از آرمین زارعی بود و همون جا عاشق رپ شدم به خاطر ریتم جالبی که داشت. همون موقع احساس کردم که این سبک موسیقی که اون موقع هم اسمش رو نمیدونستم،انگار بهتر داره درد و غم و احساسات اون شخصی که داره میخونه رو ه تصویر میکشه و از اونجا به بعد من طرفدار دو آتیشه آرمین زارعی شدم. البته اینو بگم دیگه نیستم.
ممکنه خیلی از طرفدارهای دو آتیشه رپ الان بخوان منو جرواجر بکنن که تو چه جور رپری هستی که با آرمین زارعی رپ فن شدی و منم میخوام بهشون بگم که در نظر داشته باش اون موقع من فقط ۷ سالم بود و اینترنت فقط روی لپتاپها و کامپیوترهای خونگی قابل دسترس بود.
تازه من با مفهوم اینترنت هم آشنا نبودم نی بلد نبودم با اینترنت کار بکنم و دسترسی هم نداشتم هر موزیکی که گوش میدادم رو عمم برام دانلود میکرد و اون هم آرمین زارعی دوست داشت و برای من هم دانلود میکرد.
خلاصه براتون بگم که وش دادن موزیکهای رپ اون موقع همانا و اولین تلاشهای من برای رپر شدن همانا اول شروع میکردم تکستهای آرمین زارعی رو خوندن بعدها با مهراب خسته صدا و علی بابا آشنا شدم و یه همچین آدمایی من گوش میدادم یه زمانی و نمیدونم چرا من از همچین آهنگهایی لذت هم میبردم.
ولی خوب همه شعرها رو حفظ میکردم و همه جا میخوندم و این باعث شده بود که توی مدرسه واقعاً مسخره بشم و خیلی جاها طرد بشم.
گذشت و من رسیدم به دبیرستان و یه اتفاقایی توی زندگی من افتاد و من خب به خاطر اون موضوع افسرده شدم. وقتی میخواستم آهنگهای غمگین گوش بدم تو دردم رو تسکین بدم هر آهنگی که گوش میدادم احساس میکردم من رو ارضا نمیکنه و حرف دل من یه جورایی داخلش نیست... برای همین اولین شعر رپ خودم رو نوشتم که یک شعر خیلی متوسط رو به پایین بود از نظر تکنیک و استاندارد بودن
ولی همونجا تموم نشد ادامه پیدا کرد و من شعرهای بیشتری نوشتم و مسلطتر شدم روی رپ کردن و همه جا هم میخوندم
خلاصه اون روزهایی که من همینطوری برای تفنن رپ میکردم گذشت و یه روز من به خاطر همین اجراکردن هام یه آدمی آشنا شدم که یه دوستی داشت که آهنگساز بود و اون من رو با اون دوستش آشنا کرد و من با اون دوستش دوست شدم و قرار شد که با همدیگه آلبوم ببندیم. ولی افتاد توی تایم کنکور من و آلبوم یه مدت زمان بسیار زیادی پروژش استپ شد
بعدشم من درگیر یک سری مشکلات شدم و کلاً نمیتونستم ورس برسونم و من از آرتیست اصلی اون آلبوم بدیل شدم به یکی از آرتیستهایی که حضور خیلی کوچیکی توی اون آلبوم داره و پسرعمم جام رو گرفت.
احساس میکنم نباید از اول اون رو با آهنگسازم آشنا میکردم
خلاصه که آره به خاطر اینکه من نمیتونستم شعر بنویسم چون ذهنم درگیر بود و اوضاع روانی فوق العاده افتضاحی داشتم بهایی که دادم این بود که من همه چیز رو به خاطر رپ کنار گذاشتم و رپ را هم نتونستم درست و حسابی جلو ببرم
البته آقای آهنگساز که نمیخوام اسمش رو بیارم چون مطمئنم دوست نداره اسمشو اینجا بیارم هم خیلی هوای من رو داشت و اوایل اصلاً موافق نبود با اینکه بخواد من رو از آرتیست اصلی بودن برکنار کنه ولی خب پروژهاش نصف کاره بود و حق داشت
خیلی سربسته گفتم داستان به چه شکلی اتفاق افتاد این خلاصه سه سال بود.
و حالا آقای آهنگساز دیگه حتی نمیخواد روی پروژههای من به صورت رایگان کار بکنه. و دستمزدی که میخواد دستمزد استاندارد یه آهنگسازه که من به هیچ عنوان نمیتونم بپردازمش. خیلی از رپرهای با استعداد هستند که توی خیابان اجرا میکنند چون پول آهنگساز ندارند. و این یکی از ظلمهای دنیای هیپ هاپ به رپرها توی ایرانه.
چیز دیگهای ندارم که بنویسم فعلاً تمامه
در ضمن اینو هم بگم که من اشتم از ویس تایپ کیبورد گوگل استفاده میکردم برای اینکه این پست رو بنویسم و اگه یک سری جاها یک سری کلمات جا مونده بود یا یک سری حروف تایپ نشده بود من رو ببخشید.
پی نوشت: خیلی بد نوشته شده بود
درستش کردم امید پارم ورژن هرابش رو نخونده باشید