آه.

امان از وقتی که به کمک یکسری از افراد نیازمندی و شروع می‌کنند به این که بخواهند با نیازت تورا کنترل کنند.

برای صد هزارتومان پول که من بدبخت دانشجو بخواهم خرج کرایه و یک بیرون رفتن بدون هیچ چیزی بکنم یعنی بخواهم فقط از خانه بیرون بزنم برای این که با یکی از دوستانم در خیابان ملاقات داشته باشم و کمی صحبت کنم، به پدر بزرگم رو انداختم و حدس بزنید چه؟ نه! کاش می‌گفت که من یک مفت خورم که کار مفیدی نمیکنم و باید بروم سر کار.

به من انگ معتاد و لواط‌کاری و یک سری چرندی که اصلا ربطی به من نداشت زد و بعد هم دست پیش را گرفت که پس نیوفتند.

کاش فرهنگ ما هم به هرکسی آنقدری که لیاقتش هست احترام می‌گذاشت. کاش من مجبور نبودم به خاطر مادربزرگم هیچ چیزی نگویم و سکوت کنم و از درگیری فیزیکی خودداری کنم.

چه بگویم.

نمی‌دانم از من چه دیده که این حرف هارا به من می‌زند. بالاخره آدم هرچقدر هم از خودش مطمئن باشد یک سری حرف هارا که می‌شنود به خودش شک می‌کند.

و خب حقیقتا خاک برسر پدر احمقم که تلاش نمی‌کند وضعیت را تغییر دهد. نه برای من. برای خواهرم که درحال بزرگ شدن و نزدیک شدن به دوران جوانی‌ست و پس فردا دانشگاه و انشاءالله یک ازدواج خوب در پیش دارد.

چند سال است که دارد نماکاری شاگردی می‌کند و دلیلی بجز تنبلیو عدم مسئولیت پذیری در قبال خانواده و کارش نمیبینم برای این که هنوز که هنوزه مستقل کار نمی‌کند و خودش تیم خودش را جمع نمی‌کند.

فکر می‌کند قرار است من جورش را بکشم ولی نمی‌داند که آناناس! به خاطر این که مجبورم کرد سر نداشتنش به پدربزرگ متوهم پرحاشیه رو بندازم، قرار نیست هیچ کمکی از من دریافت کند.

نیم ساعت دیگر من باید جایی می‌بودم که یک ساعت تا آنجا فقط راه دارم.پول نداشتم تا آنجا بروم.

علیرغم این که اصلا دوست ندارم توی بازار و برای کسی کار کنم شاید برم یکی دوماه یجایی کار کنم و پولی که در آوردم رو سرمایه یک آنلاین شاپ کنم.

نداشتن منبع درآمد واقعا دارد باعث این می‌شود که آرامش روانک را از دست بدهم.

کاش وضعیت من طور دیگری بود

خوش به حال آن کسی که مرفح است.خوش به حال آن کسی که نمی‌داند دلار و ریال چه فرقی دارد چون از هردو آنقدر دارد که نمی‌داند چگونه آنهارا خرج کند و بدهد برود

خستم

از بی‌پولی و از این مسیر طولانی برای یک موفقیتی که یک شاید هم پشتش است خستم.

از این که نمی‌توانم حرف هارا به شخصی در روبرویم بزنم چون غرورم این را قر نمی‌دارد خستم.

کسی نیست.من هم به زودی می‌روم